الشيخ علي الكوراني العاملي ( مترجم : ژرفا )
41
نبرد جمل ( فارسى )
كه براى ما برنهاده و ما را به حكومت بر اساس آن فرمان داده و نيز به آن چه پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) سنّت قرار داده ، نظر افكندم و از آن پيروى نمودم . پس در اين زمينه ، به رأى شما دو تن و ديگران نيازمند نبودم و به هيچ حكمى جهالت نداشتم تا با شما و برادران مسلمانم مشورت نمايم ؛ و اگر چنين بود ، از شما و ديگران يارى ميگرفتم . و اما اين يادكردتان كه چرا در تقسيم بيت المال به شيوه برابر عمل كردهام ، حكمى است كه در آن به رأى خود عمل نكردم و بر اساس خواسته خويش پيش نرفتم ؛ بلكه من و شما دريافتهايم كه اين شيوه را رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) در پيش گرفت . پس در آن چه خداوند براى تقسيم بيت المال فرمان داده و حكمش را در آن جارى ساخته ، نيازمند رأى شما نبودهام . به خدا سوگند ! شما و ديگران در اين زمينه ، حق اعتراض به من را نداريد . خداوند دلهاى ما و شما را به حق متمايل گرداند و به ما و شما صبر عنايت فرمايد ! آنگاه فرمود : خداوند رحمت كند كسى را كه چون حقّى را ديد ، آن را يارى كند و چون ستمى را نگريست ، از آن مانع شود و يار حق باشد تا آن را به صاحبش برساند . ( نهجالبلاغه ، 2 / 184 ) نيز درباره طلحه و زبير فرمود : به خدا سوگند ! نتوانستند گناهى را به من نسبت دهند و ميان من و خودشان انصاف ندادند . حقى را مىخواهند كه خود ترك كردند و خونى را مىطلبند كه خود ريختند . اگر در ريختن آن خون همدستشان بودم ، آنان نيز نصيب داشتند و اگر اين كار را بدون من انجام دادند ، پس بايد از خودشان خونخواهى كنند . نخستين حكم عادلانه آنان اين است كه به زيان خود حكم كنند . همانا مرا در كار خود ، بصيرت است . چيزى را بر كسى مشتبه نكردم و هيچ چيز نيز بر من مشتبه نشده است . اينان همان گروه ستمكارند كه در ميانشان لجن و زهر عقرب و شبهه تاريك است . هرآينه حق ، روشن است و باطل از ريشه كنده شده و زبانش از تحريك بريده گشته است . به خدا سوگند ! براى آنان حوضى را لبريز خواهم كرد كه آب آن را خودم خواهم كشيد و آنان از آن سيراب بيرون نشوند و جاى ديگر هم آب نخواهند نوشيد . ( نهجالبلاغه ، 2 / 19 )